سریال «سایه بان»؛ کم اتفاق و کشدار پر از دعوا و بگو مگو

تبلیغات

سریال «سایه بان»؛ کم اتفاق و کشدار پر از دعوا و بگو مگو

روزنامه هفت صبح - مرجان فاطمی: در هر قسمت از سریال سایه بان چه اتفاق های مهمی می افتد؟ چقدر دیالوگ های تکراری و بی ربط می بینیم؟ چقدر تنش بین کاراکترها وجود دارد؟ با آنالیز جزء به جزء پنج قسمت از سریال، این مسائل را بررسی کرده ایم.

پیش درآمد


از شروع پخش سریال «سایه بان» تا همین حالا که 30 قسمت از سریال گذشته، دنبال یک اتفاق مهم و محوری در داستان گشتیم اما بالاخره خودمان را قانع کردیم تا به همین اتفاق های روزمره شخصیت ها راضی شویم و ببینیم علت اصرار کارگردان برای صبر تا قسمت آخر چیست. چرا باید سریالی که 20 قسمت هم برای روایت کل ماجراهای آن کافی است، آنقدر طولانی شود و 50 قسمت روی آنتن باشد؟ آن هم سریالی به شدت تلخ و پر از دعوا و تنش که تقریبا هیچ کدام از قسمت هایش بدون بگومگو و بحث پیش نمی رود!


برای مصاحبه با برادران محمودی، پیشقدم شدیم. یکبار گفتند تا نیمی از سریال روی آنتن نرود مصاحبه نمی کنیم. بار دوم حتی جواب تلفن و پیامک مان را هم ندادند. در این گزارش، پنج قسمت از سریال را آنالیز کرده ایم تا نشان دهیم میزان بگومگوها و جنجال ها، بخش های اضافی، بدون دیالوگ و بی ربط هر قسمت چقدر هستند و به طور کلی هر شب، چه میزان محتوا و اتفاق مهم جلوی روی مخاطبان می گذارند. آنالیز جزء به جزء سریال را از قسمت بیست و چهارم تا بیست و هشتم بخوانید.

کم اتفاق و کشدار با یک عالم دعوا و بگو مگو

قسمت بیست و چهارم


اتفاق های مهم: سعید اسباب کشی می کند. پدر آرمان به خانه بر می گردد.


بگومگو و تنش:
13دقیقه


2 دقیقه و 30 ثانیه بین سهراب و برادرش به خاطر دزدی جهیزیه بگومگو در می گیرد. 6 دقیقه و 30 ثانیه سعید و نسترن درباره اینکه چرا جنس هایی که سعید از چین آورده نمی فروشد و چرا خانه نمی خرد جر و بحث می کنند. 4 دقیقه آرمان با مادرش بگومگو می کند که چرا جواب تلفن سارا را نداده.


بدون دیالوگ: 9 دقیقه


2 دقیقه کامل موسیقی متن پخش می شود به همراه تصاویری از حیاط خانه سهراب و راز و نیاز مادرش با خدا. 3 دقیقه موسیقی متن داریم به همراه نمایش تردید پدر آرمان برای  برگشت به خانه. یک  دقیقه و 30 ثانیه تنهایی آرمان. 2 دقیقه و 30 ثانیه، برادر سعید را در خیابان مشغول فروش دارو می بینیم.


بی ربط و کشدار:
یک دقیقه تشویق سارا در کلاس خیاطی را می بینیم. 3 دقیقه و 30 ثانیه هم آقای صباحی دامادش را نصیحت می کند که هر دو آنها قابل حذفند.

قسمت بیست و پنجم


اتفاق های مهم: مادر آرمان می خواهد برای دیدن جهیزیه به خانه آنها بیاید و سهراب تلاش می کند هر طور شده جای خالی جهیزیه را پر کند.


بگومگو و تنش: 12 دقیقه


2 دقیقه و 30 ثانیه نسترن و ناصر به خاطر تیکه انداختن های ناصر بگومگو می کنند. 4 دقیقه و 30 ثانیه سهراب با سعید به خاطر نامردی اش بحث می کند. 3 دقیقه سر صبحانه، بابک با سهراب به خاطر پولی که به سعید قرض داده دعوا می کند. دوباره ناصر و نسترن سر ماجرای بدهی سعید 2 دقیقه دعوای شان می شود.


بدون دیالوگ: یک دقیقه


فقط یک دقیقه سکوت داریم آن هم زمانی که سارا به خاطر جهیزیه غمگین است.


بی ربط و کشدار: سهراب برای گرفتن پولش به خانه سعید می رود اما می فهمد سعید از آنجا اسباب کشی کرده. این سکانس 5 دقیقه است اما بیشتر از 30 ثانیه اطلاعات به مخاطب نمی دهد. 3 دقیقه و 30 ثانیه دختر صباحی با پدرش صحبت می کند که راحت می شود آن را حذف کرد.

کم اتفاق و کشدار با یک عالم دعوا و بگو مگو

قسمت بیست و ششم


اتفاق های مهم: دوندگی سهراب برای پیدا کردن جهیزیه و خریدن آبروی خواهرش. فاش شدن راز دزدی جهیزیه و فهمیدن ماجرای عشق غفور به سارا و رفتنش از کارگاه برای همیشه.


بگومگو و تنش: 14 دقیقه


شدت دعواها در این قسمت بیشتر است. 2 دقیقه بابک و سهراب دعوا می کنند. 3 دقیقه خانواده آرمان بحث می کنند سر دزدیده شدن جهیزیه. بابک به خانه سعید می رود و 4 دقیقه دعوا راه می اندازد. و بعد ماجرای کتک خوردن از سعید را به سهراب می گوید و سهراب به خانه سعید می رود و باز 4 دقیقه دعوا راه می اندازد.


بدون دیالوگ: 6 دقیقه و 30 ثانیه


سهراب به خاطر ماجرای جهیزیه یک دقیقه در خودش فرو می رود. بعد از دعوا با سعید هم به کارگاه می رود و در سکوتی طولانی، چوب ها را می تراشد.


بی ربط و کشدار: شاید بشود از طولانی بودن برخی سکانس ها انتقاد کرد اما در این قسمت سکانس بی ربط به ماجرا وجود ندارد.

قسمت بیست و هفتم


اتفاق های مهم: اتفاق خیلی مهمی در این قسمت نداریم جز رو به رو شدن سهراب با غفور و اینکه سعید چک های سهراب را بر می گرداند و عذرخواهی می کند.


بگومگو و تنش: 2 دقیقه


استثنائا میزان تنش و بگومگو در قسمت بیست و هفتم فقط به 2 دقیقه رسیده.


بدون دیالوگ: 4 دقیقه


پدر سعید برای عذرخواهی به خانه سهراب می آید و بعد از رفتن، سهراب گوشه ای می نشیند و سکوت می کند. بعد نسترن را می بینیم که خانه پدرشوهرش را رفت و روب می کند و در آخر هم وقتی سعید جعبه شیرینی را جلوی خانه سهراب می گذارد بابک را یک دقیقه با جعبه شیرینی و گل راه راه پله ها می بینیم.


بی ربط و کشدار: 3 دقیقه.


بابک سر خاک پدرش، با او حرف می زند. 2 دقیقه دیالوگ های نسترن با پدر سعید راجع به بچه دار نشدن و اشتباه سعید را می شنویم. صباحی مجددا با سهراب راجع به غفور حرف می زند و در سکانسی طولانی هم پدر سعید از سهراب عذر می خواهد. بخش مهمی از آنها قابل حذف است.

کم اتفاق و کشدار با یک عالم دعوا و بگو مگو

قسمت بیست و هشتم


اتفاق های مهم:
اتفاق خیلی مهمی نداریم. همه چیز یک جورهایی به جهیزیه و مخالفت مادر آرمان با ازدواج آنها ربط پیدا می کند و حرف هایی رد و بدل می شود که تا الان بارها از زبان همین شخصیت ها شنیده ایم. تنها اتفاق متفاوت، ورود یک شخصیت جدید به داستان است که به برادر سعید ربط پیدا می کند.


بگومگو و تنش:
2 دقیقه


دعوای آرمان با مادرش برای اینکه در ازدواج او با سارا دخالت نکند.


بدون دیالوگ: 4 دقیقه


بابک بعد از صحبت با سهراب روی پله ها می نشیند و مخاطب مجبور است دو دقیقه تصویری از بابک که پشت به دوربین نشسته، به همراه موسیقی نگاه کند. در جایی دیگر آرمان بعد از دعوا با مادرش تنها قدم می زند و این هم یک دقیقه ای طول می کشد. یک دقیقه هم شخصیت تازه وارد در خیابان ها قدم می زند.


بی ربط و کشدار: با حذف دیالوگ های اضافه و تکراری و بی دلیل، قسمت بیست و هشتم، دست کم 20 دقیقه اضافه دارد.

گزارش تخلف

تمامی مطالب از سایت های مجاز فارسی و ایرانی تهیه و جمع آوری شده است، در صورت وجود هرگونه مشکل از طریق صفحه گزارش تخلف اطلاع دهید.

تبلیغات

جدیدترین اخبار

داغ ترین اخبار