تبلیغات

داستان آدم های سهل و ممتنع در ایران

تخصص در ایران به خم رنگرزی تبدیل شده است و علت آن هم وجود آدم های سهل و ممتنع، نه صرفا در سطح مدیران، که در بسیاری از خانه ها و بازارها و ... است. ما می بینیم که هر شخصی می تواند به راحتی با چند میلیون وام، افتتاح شرکت و تعاونی داشته و آمار فعالیت های اقتصادی دارای مجوز را بالا ببرد.

 آدم های سهل و ممتنع  به گزارش «تابناک باتو»؛ این اصطلاح را به این دلیل انتخاب کرده ام که قرابتی با موضوعات سهل و ممتنع دارد. ما بسیاری از آدم ها را می بینیم که در هر موضوعی وارد می شوند. آدم هایی که فکر می کنند با کمی تأمل می توانند درباره  موضوعات اظهار نظر کنند. تخصص فنی دارند و در حوزه ی فرهنگی فعالیت می کنند. تخصص فرهنگی دارند و می خواهند خانه ی خود را خودشان بسازند و قص علی هذا. آدم های سهل و ممتنع، به تخصص گرایی و عمق پیچیدگی موضوعات پیش رو التفات ندارند. آن ها فکر می کنند یک فرد با غیرت و قوه ی ذهنی خود می توانند در هر حوزه ای که وارد شد موفق شود و فعالیت کند.
یک بار یکی از مدیران خوب من بدون توجه به ده سال سابقه ی فعالیتیم، کاری بی ارتباط را بمن سپرده و گفت من می دانم تو با توجه به تجربه ات می توانی خلاقیت به خرج دهی. در حالی که من قصد داشتم بگویم در این حوزه به کار و فعالیت آشنا نیستم. به همین دلیل وقتی آدم های سهل و ممتنع به رده های بالادست پای می گذارند، همه ی موضوعات را و سیسم زیر دستشان را به موضوعات سهل و ممتنع تبدیل می کنند. در نتیجه، بسیاری از مسائل در این سیستم ها از پیچیدگی خودشان چیزی نمی گویند و به صورت مسائلی سرسری و موضوعات ساده انگارانه مورد توجه قرار می گیرند.

موضوعات امروزی، همان طور که در دانشگاه می بینیم، هزاران کدبندی فرعی و متنوع دارند و هر یک برای جست و جو و رازگشایی، نیازمند سالها تخصص و تحقیق هسند. اما در جامعه ی ما، موضوعات فکری همه ی فارغ التحصیلان دانشگاه که زیر دست آدم های سهل و ممتنع می روند، به موضوعاتی سهل و ممتنع تبدیل می شود. یک بار مدیر خوب من به کارشناس کامپیوتر می گفت که نرم افزاری طراحی کند و هر روز از او می پرسید که آماده شده است یا نه، بیچاره کارشناس هم هر روز به من می گفت این مدیر خوب هم فکر می کند که نرم افزاری که من می نویسم مثل خم رنگرزی است!

آدم های سهل و ممتنع تخصص در ایران به خم رنگرزی تبدیل شده است و علت آن هم وجود آدم های سهل و ممتنع، نه صرفا در سطح مدیران، که در بسیاری از خانه ها و بازارها و ... است. ما می بینیم که هر شخصی می تواند به راحتی با چند میلیون وام، افتتاح شرکت و تعاونی داشته و آمار فعالیت های اقتصادی دارای مجوز را بالا ببرد. در نتیجه، می بینیم که با این حجم وزارت خانه ها و ادارات، وضعیت اقتصادی ما بیشتر به کشورهای زمین گیر شبیه است. آدم های سهل و ممتنع، معنای دانش و تخصص را هدر می دهند و سالها فعالیت دانشگاه ها و مراکز پژوهشی را نابود می کنند. آن ها همه چیز را به مسائلی پیش پا افتاده مانند کمبود پول، دخالت دشمنان، بی توجهی مردم و بلاهای آسمانی نسبت می دهند.

جامعه ی ایرانی دچار سستی معنایی شده و هیچ دانش و تخصصی نمی تواند معنای باطنی خود را نشان دهد. تخصص ها درگیر نظر و امضاهای سریع و زودگذر مدیران سهل و ممتنع هستند. یا متخصصانی که در دفاتر خود نشسته اند، منتظر مراجعینی هستند که هر یک می تواند با یک پرس و جوی ساده از دوستانش داروهای طبی خود را تهیه کند. آدم های سهل و ممتنع، همه ی دانشجویان و دانشمندان با انگیزه را بی انگیزه و بی معنا می کنند. سیستمی که از دانشگاه مغز و نیرو دریافت می کند را به یک سیستم فاقد کارکرد و حرکت تبدیل می کنند. بعد همه می نشینیم و می گوئیم که چرا در ایران رکود و ناتوانی و فقر وجود دارد و دنبال کسانی می گردیم تا این آدم ها را متهم مشکلات نکنیم.

محمد زینالی اُناری

گزارش تخلف

تمامی مطالب از سایت های مجاز فارسی و ایرانی تهیه و جمع آوری شده است، در صورت وجود هرگونه مشکل از طریق صفحه گزارش تخلف اطلاع دهید.

تبلیغات

جدیدترین اخبار

داغ ترین اخبار