بیوگرافی گوهر خیراندیش + تصاویر او و دخترانش

تبلیغات

بیوگرافی گوهر خیراندیش + تصاویر او و دخترانش

در این قسمت از سایت نسیم فان قسمتی از زندگینامه و بیوگرافی  گوهر خیراندیش بازیگر محبوب و مشهور سینما و تلویزیون را در اختیار شما خواهیم گذاشت.

گوهر خیراندیش همسر مرحوم جمشید اسماعیل خانی که ایشان هم از بازیگران سرشناس سینما و تلویزیون بودند، است. گوهر خیراندیش پس از فوت ایشان ازدواج مجدد نکرده است. اخیرا در برنامه حالا خورشید رضا رشیدپور، خانم خیراندیش صحبت هایی در مورد مهریه جالب خود کردند که مورد توجه رسانه ها قرار گرفت. به گفته ی ایشان مهریه او یه کاسه نبات، پنج سکه، نمک طعام، ابریشم خام، یک جلد کلام الله و گل نرگس بوده است. خانم خیراندیش گفتند که مرحوم اسماعیل خانی همیشه برای او گل می خریده بطوریکه در شب فوت آن مرحم منزل آن ها پر از اواع گل ها بوده است.

گوهر خیراندیش به تازگی با نقش آفرینی در سریال دیوار به دیوار یک و دو در ذهن و قلب مردم پبت گردیده و نقش خود را به بهترین نحو بازی کردند.

گوهر خیراندیش در سال ۱۳۳۳ در شیراز متولد شد. از سال ۱۳۴۹ و در دوران دبیرستان فعالیت وی با گروه تئاتر در شیراز آغاز شد و در همین سال بود که با جمشید اسماعیل‌خانی آشنا شد که این آشنایی باعث ازدواج این‌دو گشت که حاصل این ازدواج یک پسر و دو دختر به نام‌های امید، آزاده و آناهیتا است. او با همسرش در شیراز به فعالیت تئاتر می‌پرداختند و همچنین کارمند اداره فرهنگ و هنر شیراز بود. وی در سال ۱۳۵۷ در دانشگاه تهران قبول شده و به همراه همسر و فرزندانش به تهران می‌آید. در تهران در کنار درس خواندن به فعالیت تئاتر می‌پردازد و همچنین کارشناس امور هنری ارشاد استان تهران می‌شود. خیراندیش سپس بازی را در سینما، تئاتر و تلویزیون ادامه می‌دهد. او با فیلم روزهای انتظار فعالیتش را در سینما آغاز کرد و با فیلم بانو خوش درخشید. گوهر خیراندیش همیشه در نقش‌های متفاوت ظاهر شده‌است. وی همچنین چندین سال در برنامه صدای عبرت شبکه سراسری رادیو به فعالیت مشغول است.

وی یکی از استادان ثابت کانون سینماگران جوان است و همچنین سابقه برگزاری کارگاه آموزشی در چند دانشگاه معتبر آمریکا را دارد.

وی پیشنهاد بازی را در سریال دارا و ندار و فیلم اخراجی‌ها را علی‌رغم پیشنهاد مالی خوب به جهت نقش‌های ضعیف نپذیرفت. به عقیده وی یکی از رموز ماندگاری یک بازیگر این است که هر نقشی را فقط برای مسائل مالی قبول نکند.

گفتگو و مصاحبه با گوهر خیراندیش

خانم خیراندیش چند وقتی بود که پیگیر گفت وگو با شما بودم اما گویا ایران نبودید و خارج از کشور مشغول تدریس بودید؟

بله، چند وقتی ایران نبودم. همان طور که اشاره کردید به تدریس مشغول بودم البته تدریس به آن شکلی که در دانشگاه ها و آموزشگاه های ایران رایج است، نبود بلکه کارگاه آموزشی شامل نمایش و تحلیل فیلم و کلاس های کارگاهی بود.

چگونه برای برگزاری این کارگاه های آموزشی دعوت شدید؟

من چهار سال پیش به دعوت بخش فرهنگی و ایران شناسی دانشگاه «برکلی» از سوی خانم دکتر پیرنظر رفتم. چون قبل از اینکه به کالیفرنیا بروم، وارد فیلادلفیا شده بودم، دوستان بخش فرهنگی دانشگاه رزمان مطلع شدند و دعوتم کردند. پس از آن به دانشگاه «برکلی» رفتم.

بعد هم جشنواره فیلم سانفرانسیسکو از من دعوت کرد و مدیر برنامه ام برنامه ریزی کرد تا در ایالت های مختلف حضور پیدا کنم سپس بخش جشنواره فیلم های دانشگاه «یوسیالای» دعوت کردند، چون با خودم دیویدی فیلم رسم عاشق کشی را داشتم با آقای فلاح تهیه کننده فیلم تماس گرفتم و او هم لطف کرد و کپی ۳۵ فیلم را برایمان فرستاد.

من به مدیر آن جشنواره پیشنهاد کردم که کارگردان اثر را هم دعوت کنند چون رسم عاشق کشی فیلمی بود که در ایران و جشنواره های خارجی موفق عمل کرد و آقای خسرو معصومی هم آمدند و افزون بر رسم عاشق کشی، باد در علفزار میپیچد را هم با خود آورد و فیلم آنجا به نمایش درآمد. وقتی با روزنامه لسآنجلس تایمز و یکی از رادیوهای آنجا گفت وگو و مصاحبه داشتم، هم ایرانی های مقیم آنجا و هم مردم آنجا مطلع شدند و به دیدن فیلم آمدند.

سالن تا حدی پر شد که بیرون هم پرده سفید گذاشتند و کار را نمایش دادند. مطبوعات آنجا نوشتند که هیچ فیلم ایرانی به این اندازه مخاطب نداشته است. این دعوت ها ادامه داشت و این بار به دعوت مدیریت بخش فرهنگی دانشگاه سانتاباربارا خانم ژانت آفاری کارگاه آموزشی برگزار کردم. استقبال ایرانیان و مردم آنجا هم از فیلم های ما بسیار خوب بود.

بیوگرافی گوهر خیراندیش + تصاویر او و دخترانش

بیوگرافی گوهر خیراندیش + تصاویر او و دخترانش

اما گویا طی سالهای اخیر در تئاتر کم کار شده اید؟

من تئاترم را ادامه دادم اما تقریباً پس از فوت همسرم فعالیت های تئاتری ام خیلی کم شد چون بار زندگی را به تنهایی به دوش می کشیدم. آن موقع همسرم بود که بار زندگی را به دوش بکشد تا من به علایق هنری ام برسم اما پس ازرفتن او حضورم در این عرصه کمرنگ شد البته شانس این را داشتم که با کارگردان های خوبی در تئاتر کار کنم مانند عروسی خون که با آقای رفیعی کار کردم، پس از مرگ همسرم هم چند تئاتر کار کردم.

مانند ملاقات بانوی سالخورده کار استادم زنده یاد آقای حمید سمندریان که وقتی خبر فوت ایشان را شنیدم کاملاً شوک شدم. مرگ همسرم پس از فوت مادرم، بزرگترین مصیبت زندگی من بود، مرگ استاد هم اگر اغراق نکرده باشم برایم کمتر از این مصیبت ها نبود.

از شنیدن خبر فوت استاد سمندریان بسیار به سوگ نشستم. قبل از سفرم به دیدنشان رفتم و متوجه شدم کمی ناخوش هستند اما فکر نمیکردم که ایشان را از دست بدهیم و این آخرین دیدار من با این انسان بزرگ و فرهیخته و استاد دلسوز باشد.

یکی از همکاران قدیمی می گفت شما و مرحوم اسماعیل خانی همزمان با هم سر کار نمی رفتید تا به فرزندانتان سخت نگذرد؟

اوایل که مادر و خواهرهایم کمک میکردند شاید در تئاتر با هم بودیم یا بعدش در سینما اما خیلی کم پیش میآمد که با هم در یک کار حضور پیدا کنیم یا همزمان سر کار باشیم. واقعاً هم دلیلش این بود که نمیخواستیم هر دو خودمان را مشغول کار کنیم.

زمانی که در دانشگاه رشته پزشکی، زبان انگلیسی و هنر قبول شدم، هنر را انتخاب کردم مادرم اعتقاد داشت که پزشکی بخوانم اما من به شوخی میگفتم میروم هنر بخوانم تا رمانتیسیسم تو را التیام ببخشم، او فکر میکرد منظور من رماتیسم است. بعدها وقتی مادرم کارهای من و همسرم را دید واقعاً ما را تحسین و دعا میکرد.

میخواستم الگویی باشم هم برای خانواده و هم برای جامعه که دیگران فکر نکنند کسی که وارد این رشته میشود به خانوادهاش پایبند نیست تا وقتی که همسرم فوت شد، ما توانسته بودیم در این زمینه بسیار هماهنگ باشیم. این شعار نیست، چون دوستانمان این موضوع را میدیدند. شعار ما این بود که زندگی خوبی داشته باشیم نمیخواستیم کار خوبی داشته باشیم اما زندگی بدی داشته باشیم.

پشیمان نیستید که پزشک نشدید؟

این دکترینی که هم اکنون در جامعه دارم را دوست دارم. اگر کسی هیچ گونه آموزشی از کار من نگیرد و فقط لبخندی روی لبانش بنشانم برایم ارزشمند است. فکر میکنم اگر روانشناسی را یکی از شاخه های پزشکی بدانیم کمی توانسته ام در پزشکی موفق باشم.

اما اینکه گفتید پشیمان نشدم، خیر من واقعاً پشیمان نیستم چون به این نتیجه رسیدم اگر خون، زخم و… ببینم بیهوش میشوم و اصلاً طاقت این چیزها را ندارم شاید اگر در رشته پزشکی تحصیل میکردم، این رشته را ترک میکردم.

بیوگرافی گوهر خیراندیش + تصاویر او و دخترانش

بیوگرافی گوهر خیراندیش + تصاویر او و دخترانش

شما با این تدریس و حضورتان در خارج از کشور به نوعی یک سفیر فرهنگی محسوب می شوید. نگاهتان نسبت به معرفی کشورمان در کشورهای خارجی چگونه است؟

به جرأت میتوانم بگویم فیلم های ما و بازی بازیگران ما بسیار خوب است. از نظر فناوری ممکن است چندان قوی نباشیم اما از نظر قصه، سوژه و بازی ها جداً میتوانم بگویم هنرمندان ما خوب و قوی هستند، همچنان که اصغر فرهادی، مجید مجیدی، عباس کیارستمی، داریوش مهرجویی، رخشان بنی اعتماد، تهمینه میلانی و… توانستند با فیلمهای آن طرف آب رقابت کنند.

آنجا که بودم در کتابخانه ای دنبال کارهای ایرانی می گشتم و آثار کارگردانانی همچون تهمینه میلانی، حاتمیکیا، مجیدی، مهرجویی و… را یافتم. حتی میگفتند سریال های ما را با زیرنویس انگلیسی میبینند مانند میوه ممنوعه و مدار صفر درجه آقای حسن فتحی. در این سالها هنرمندان ما فعالیت خوبی داشتند و به درستی توانستند انعکاس دهنده هنر ایرانی باشند.

گاهی وقتها می گوییم ایران ما چنین و چنان است و می گوییم پیشینه چندین هزار ساله داریم اما همین پیشینه چند هزار ساله فقط به شعار تبدیل می شود در حالی که در عمل میبینیم هنوز نتوانسته ایم به خیلی چیزهای کوچک در هر زمینه ای دست پیدا کنیم. اگر بخواهیم با خودمان صادق باشیم اگرچه به این پیشینه افتخار می کنیم اما اگر به آنها اعتقاد داریم چرا نمی آییم تبلور آنها را در همه زمینه ها پیاده کنیم، نه فقط در هنر بلکه در همه زمینه های زندگی.

باید راهکارهایش را پیدا کنیم و مدیریت در همان زمینه را تربیت کنیم. اگر مدیریت درست را در هر زمینه ای تربیت کنیم و آن پیشینه را هم لحاظ نماییم و کاملاً افراد را سر جایشان براساس تخصصشان بنشانیم، میتوانیم موفق باشیم.

گویا در رادیو هم فعالیت دارید؟

من ۱۸ سال است که در برنامه صدای عبرت هستم. آقای کاظم سبزواری نویسنده و کارگردان آن برنامه هستند که از شبکه سراسری پخش میشد و شنوندگان بسیاری داشتیم. حتی در جایی برای برای بازبینی لوکیشن فیلم رسم عاشق کشی رفته بودیم ارتفاعات شمال، اهالی آنجا تلویزیون نداشتند، خانمی آنجا از ما پذیرایی کرد و وقتی تشکر کردم گفت چقدر صدای شما شبیه صدای گوهر خیراندیش است و من چیزی نگفتم. آقای خسرو معصومی کارگردان آن فیلم گفت اگر خودش باشد چه و او هم گفت خانم خیراندیش که اینجا نمیآید در کوه و کمر، آقای معصومی هم گفت خودش است.

آن خانم هیجان زده شد و ما هر دو گریه کردیم. من خوشحال شدم از اینکه برد رادیو آنقدر زیاد است و همین باعث شد غیر از سال گذشته هیچگاه رادیو را ترک نکنم. باید بگویم من اگرچه کارشناس امور هنری ارشاد هستم اما به شکل قراردادی در رادیو نیز فعالیت دارم.

آیا تجربه دوبله هم دارید؟

بله، من تجربه دوبله هم دارم البته در بسیاری از کارها جای خودم حرف زدم همچنان که در کلاه پهلوی در کنار استاد مسلم دوبله ایران آقای منوچهر اسماعیلی بودم. قبلاً هم با آقای ناصر طهماسب و دیگر دوستان کار کرده بودم. یا مثلاً در روزی روزگاری جای خودم حرف زدم حتی جای دیگران هم حرف زده ام، خلاصه اینکه از پس کارهای خودم در این عرصه برآمدم.

بیوگرافی گوهر خیراندیش + تصاویر او و دخترانش

بیوگرافی گوهر خیراندیش + تصاویر او و دخترانش

شما عرصه های مختلف بازیگری را تجربه کرده اید. چقدر این عرصه ها با هم متفاوت هستند؟

هر کدام دنیای خودشان را دارند اما در یک اصل مشترک هستند آن هم اینکه بازیگر باید سعی کند یک نوع باورپذیری به مخاطبش بدهد.

با توجه به اینکه تجربه تدریس هم دارید فکر میکنید تحصیلات آکادمیک چقدر در بازیگری کمک میکند؟

تجربه بدون مطالعه و تحصیلات در مقطعی میایستد. به همین دلیل فکر میکنم هر دو مکمل هم هستند. اگر فردی خودش را در زمینه کارش قویتر کند مسلماً قویتر عمل میکند و نگاهش وسیعتر خواهد شد والبته به همان نسبت مسئولیتش را بیشتر میکند. چون وقتی آدم فقط بخواهد تجربی کار کند شاید وسعت کارش را نشناسد اما وقتی میخواهد آن حیطه را دنبال کند حتماً مطالعه میکند و این تحصیلات فرد را نسبت به آنچه میخواهد ارائه دهد، نزدیکتر میکند.

شما بیش از ۴۰ سال سابقه حضور در عرصه هنر دارید. آیا از کارنامه کاریتان راضی بودید؟

این اواخر از خودم راضی نبودم. آن هم چون بار زندگی روی دوش من بود و همه کارهایی که کردم را چندان دوست نداشتم. دلم میخواست شرایط مالی و زندگی ام طوری بود کارهایی را قبول میکردم که به فکر و ایده های من نزدیک بود و دوستشان داشتم. کار من بازیگری است و زندگی ام از این راه تامین می شود.

البته میتواند دلیل قانع کننده ای نباشد اما شرایط زندگی این طور ایجاب کرد. از همین تریبون از مردم پوزش میخواهم، چون دلم میخواست فقط در کارهایی بازی کنم که دوستشان دارم و به آنها اعتقاد دارم اما شرایط زندگی اینگونه پیش نرفت.

بیوگرافی گوهر خیراندیش + تصاویر او و دخترانش

بیوگرافی گوهر خیراندیش + تصاویر او و دخترانش

فصل نرگس (۱۳۹۵)
من و شارمین (۱۳۹۴)
نیمه شب اتفاق افتاد (۱۳۹۴)
در مدت معلوم (۱۳۹۳)
رخ دیوانه (۱۳۹۳)
ایران برگر (۱۳۹۳)
آتش بس ۲ (۱۳۹۳)
آذر، شهدخت، پرویز و دیگران (۱۳۹۲)
نقش نگار (۱۳۹۲)
آهوی پیشونی سفید (۱۳۹۰)
میگرن (۱۳۹۰)
روییدن در باد (۱۳۹۰)
اختاپوس (۱۳۹۰)
خنده در باران (حضور افتخاری – ۱۳۹۰)
در امتداد شهر (۱۳۸۹)
دل شکسته (حضور افتخاری – ۱۳۸۷)
تهران ۱۵۰۰ (۱۳۸۷)
دعوت (۱۳۸۷)
صندلی خالی (۱۳۸۷)
کلانتری غیرانتفاعی (۱۳۸۷)
یک اشتباه کوچولو (محسن دامادی ۱۳۸۷)
دایره زنگی (۱۳۸۶)
استخوونای بابام (۱۳۸۶)
محاکمه (ایرج قادری – ۱۳۸۵)
بی وفا (اصغر نعیمی – ۱۳۸۵)
گل یخ (کیومرث پوراحمد – ۱۳۸۳)
تردست (محمدعلی سجادی – ۱۳۸۳)
سیزده گربه روی شیروانی (علی عبدالعلی زاده – ۱۳۸۲)
مکس (سامان مقدم – ۱۳۸۲)
نقاب (پوکر) (کاظم راست گفتار – ۱۳۸۲)
توکیو بدون توقف (سعید عالم زاده – ۱۳۸۱)
دنیا (منوچهر مصیری – ۱۳۸۱)
واکنش پنجم (تهمینه میلانی- ۱۳۸۱)
رسم عاشق کشی (خسرو معصومی – ۱۳۸۱)
ارتفاع پست (ابراهیم حاتمی کیا – ۱۳۸۰)
نان و عشق و موتور ۱۰۰۰ (ابوالحسن داودی، ۸۰–۱۳۷۹)
مربای شیرین (مرضیه برومند – ۱۳۷۹)
میکس (داریوش مهرجویی – ۱۳۷۸)
سهراب (سعید سهیلی – ۱۳۷۸)
جنگجوی پیروز (کمال تبریزی – ۱۳۷۷)
شیدا (کمال تبریزی – ۱۳۷۷)
ساغر (سیروس الوند – ۱۳۷۶)
چهره (سیروس الوند – ۱۳۷۴)
بوی خوش زندگی (ابوالحسن داوودی – ۱۳۷۳)
عیالوار (پرویز صبری – ۱۳۷۱)
لبه تیغ (جمال شورجه – ۱۳۷۱)
یک مرد، یک خرس (مسعود جعفری جوزانی – ۱۳۷۱)
مدرسه پیرمردها (علی سجادی حسینی – ۱۳۷۰)
بانو (داریوش مهرجویی – ۱۳۷۰)
سایه خیال (حسین دلیر – ۱۳۶۹)
همه یک ملت (۱۳۶۹)
زیر بام های شهر (اصغر هاشمی – ۱۳۶۸)
شاخه های بید (امرالله احمدجو – ۱۳۶۷)
شب حادثه (سیروس الوند – ۱۳۶۷)
روز باشکوه (کیانوش عیاری – ۱۳۶۷)
با من از فردا بگو (۱۳۶۶)
روزهای انتظار (اصغر هاشمی – ۱۳۶۵)

۱۳۹۶خنداننده شو
۱۳۹۵دیواربه دیواربازیگرسامان مقدم
۱۳۹۴–۱۳۹۵معمای شاهبازیگرمحمدرضا ورزی
۱۳۹۴دورهمیمهران مدیری
۱۳۹۳خندوانهرامبد جوان
۱۳۹۲–۱۳۹۳ما فرشته نیستیمبازیگرفلورا سام
۱۳۹۲مادربازیگربیژن بیرنگ
۱۳۹۱–۱۳۹۲کلاه پهلویبازیگرسید ضیاءالدین دری
۱۳۹۱دختران حوابازیگرحسین سهیلی زاده
۱۳۹۱علفزار بازیگرمحمدعلی طالبی
۱۳۹۰ناز و نیاز بازیگرفلورا سام
۱۳۸۹–۱۳۹۰ستایش بازیگرسعید سلطانی
۱۳۸۹توطئه فامیلیبازیگررامبد جوان
۱۳۸۹بچه ها نگاه می کنندبازیگرحمیدرضا صلاحمند
۱۳۸۹همچون سرو بازیگربیژن بیرنگ
۱۳۸۳–۱۳۸۸مختارنامهبازیگرداود میرباقری
۱۳۸۷–۱۳۸۸جستجوگرانبازیگر مهمانمحمدعلی سجادی
۱۳۸۷اشک ها و لبخندهابازیگرحسن فتحی
۱۳۸۷تله فیلم یک بام و دو هوا»بازیگرانوشیروان حداد
۱۳۸۷تله فیلم «دست راست من»بازیگرداریوش ربیعی
۱۳۸۶میوه ممنوعهبازیگرحسن فتحی
۱۳۸۵تله فیلم «خواستگار محترم»بازیگرداود موثقی
۱۳۸۵تله تئاتر «دلاله»بازیگراحمد سپاس دار
۱۳۸۱–۱۳۸۲جزیره جادوبازیگرسیامک شایقی
۱۳۸۰–۱۳۸۱سفر سبزبازیگرمحمدحسین لطیفی
۱۳۷۹خانه مابازیگرمسعود کرامتی
۱۳۷۹همسایه هابازیگرمحمدحسین لطیفی
۱۳۷۷چشم به راهبازیگراصغر فرهادی
۱۳۷۷میعاد در سپیده دمبازیگرسعید سلطانی
۱۳۷۷ماجراهای خانواده تمدنبازیگرغلام عباس قنبری
امیرمسعود تیمورخواه
۱۳۷۵–۱۳۷۶سیاه، سفید، خاکستریبازیگرسیامک شایقی
۱۳۷۴آشپزباشی و قبله عالمبازیگررسول نجفیان
۱۳۷۴بی بی یونبازیگرحسین پناهی
۱۳۷۴دو پنجرهبازیگرپاشا شاهنده
۱۳۷۴زیر گنبد کبودبازیگربهمن زرین پور
۱۳۷۳حباببازیگرابوالقاسم معارفی
۱۳۷۱روزگار وصلبازیگرمسعود رشیدی
۱۳۷۰–۱۳۷۱روزی روزگاریبازیگرامرالله احمدجو
۱۳۶۷تله تئاتر «گزارش محرمانه اکتاویو والدز»بازیگرصادق هاتفی
۱۳۶۶سایه های بلندبازیگراسدالله ایمن
۱۳۶۶این شرح بی نهایتبازیگراسماعیل خلج
حمید حمزه
۱۳۶۵مدرسبازیگرهوشنگ توکلی
۱۳۶۵تله تئاتر «مستأجر جدید»بازیگررضا کرم رضایی
۱۳۶۴آئینهبازیگرغلامحسین لطفی

جوایز و افتخارات
برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن برای فیلم رسم عاشق‌کشی (بیست و دومین جشنواره بین‌المللی فیلم فجر بهمن ۱۳۸۲)
برنده دیپلم افتخار بهترین بازیگر نقش اول زن برای فیلم ارتفاع پست (بیستمین دوره جشنواره فیلم فجر، ۱۳۸۰)
برنده تندیس زرین بهترین بازیگر نقش مکمل زن برای فیلم دعوت (دوازدهمین جشن خانه سینما، ۱۳۸۷)
برنده تندیس زرین بهترین بازیگر نقش مکمل زن برای فیلم دنیا (هفتمین جشن خانه سینما، ۱۳۸۲)
برنده تندیس زرین بهترین بازیگر نقش مکمل زن برای فیلم واکنش پنجم (هفتمین جشن خانه سینما، ۱۳۸۲)
بهترین بازیگر نقش مکمل زن سال برای فیلم ارتفاع پست (هفدهمین دوره منتخب نویسندگان و منتقدان، ۱۳۸۱)
نامزد سیمرغ بلورین بهترین بازیگر زن برای فیلم واکنش پنجم (بیست‌ویکمین جشنواره فیلم فجر، ۱۳۸۱)
نامزد سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل زن برای فیلم جنگجوی پیروز (هفدهمین جشنواره فیلم فجر، ۱۳۷۷)
نامزد سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل زن برای فیلم چهره (چهاردهمین جشنواره فیلم فجر، ۱۳۷۴)
نامزد سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل زن برای فیلم زیر بام‌های شهر (هشتمین جشنواره فیلم فجر، ۱۳۶۸)
نامزد تندیس زرین بهترین بازیگر نقش مکمل زن برای فیلم ارتفاع پست (ششمین جشن خانه سینما، ۱۳۸۱)

گزارش تخلف

تمامی مطالب از سایت های مجاز فارسی و ایرانی تهیه و جمع آوری شده است، در صورت وجود هرگونه مشکل از طریق صفحه گزارش تخلف اطلاع دهید.

تبلیغات

جدیدترین اخبار

داغ ترین اخبار