تبلیغات

طالع نحس یا اقبال بلند در سرمایه گذاری

ماهنامه معیشت - ابوذر نجمی: همگی بارها از زبان افراد مختلف جملاتی شبیه این را شنیده ایم: «من شانس ندارم. اگر همین فردا دلار بخرم قیمتش نصف میشه» یا «سکه داشت می رفت بالا عين جت، تا من خریدم شروع کرد به سقوط » یا «با هزار قرض و قوله پول جور کردم یه خونه 70 متری خریدم. از موقعی که من خریدم تکون نخورده» و جملاتی شبیه به این یا حتی برعکس: «فلانی شانس داره. سهام یه کارخونه رو خرید دارقوزآباد، همچین که خرید سهامش رفت توی بورس شد 4 برابر» و ...

واقعیت این است که هیچ کدام از این موضوعات شانسی نیست و ربطی به تقدیر بد شما و طالع خوب آن دیگران ندارد. تمام این اتفاقات موضوعاتی تخصصی و ناشی از پدیده های اقتصادی است که عده ای به آن آگاه اند و با داشتن اطلاعات نهانی به ویژه در اقتصاد ایران، می توانند برای خود و نزدیکانشان منفعتی فراوان ایجاد کنند. داستان از این قرار است که در مرحله اول کارشناسان و متخصصان حوزه سرمایه گذاری با کسب اطلاعات اقتصادی (چه اطلاعات عمومی منتشر شده، چه اطلاعات نهانی) و تحلیل آن سیر رشد یا سقوط یک دارایی یا بازار اعم از ارز، طلا، مسکن، سهام و ... را پیش بینی و سپس آن دارایی را خرید و فروش می کنند.

طالع نحس یا اقبال بلند در سرمایه گذاری

در مرحله دوم، نزدیکان این افراد یا کسانی که صرفا بازارها را رصد می کنند، شروع به پیروی از رفتار این رهبران بازار سرمایه گذاری می کنند. این مرحله دوم به يكباره اتفاق نمی افتد و بسته به نزدیکی و میزان انتشار اخبار در طی یک دوره اتفاق می افتد، با ورود افراد بیشتر به یک بازار، به اصطلاح آن بازار داغ و داغ تر می شود که در ادبیات حوزه سرمایه گذاری و فاینانس به این حالت، بازار بولیش می گویند. (Bullish به معنای گاوی شدن که تشبیهی از رفتار گاوهای خشمگین مهارنشدنی است.) هر چه بازار داغ تر شود افراد عادی بیشتری جذب بازار می شوند؛ زیرا احساس می کنند این سرمایه گذاری مناسب است و افراد بیشتری در آن وارد شده اند و سود خوبی کسب کرده اند.

مشاهدات آنها هر روز بیشتر و بیشتر می شود و اطمینان خاطر پیدا می کنند که وقت خوبی برای سرمایه گذاری است. این دقیقا زمانی است که متخصصان و کارشناسان سرمایه گذاری در می یابند آن بازار به حداکثر بازده خود رسیده و قیمت های موجود بسیار بالاتر از ارزش واقعی آن دارایی است. در این زمان خبرگان و بازیگران اصلی بازار شروع می کنند به عرضه آن دارایی و به اصطلاح دارایی خود را نقد می کنند و خریداران کسانی نیستند جز مردم عادی که بدون هیچ تحلیل فنی و اقتصادی و صرفا براساس حرکت گله ای وارد بازار و بازی مثلا سرمایه گذاری شده اند. بعد از آن که حجم بزرگی از دارایی از کارشناسان و خبرگان و نزدیکان آنها به افراد عادی واگذار شد، دقیقا زمانی است که قیمت دارایی شروع به کاهش می کند؛ زیرا خريدار جدیدی برای آن وجود ندارد.

بعد از موج اول کاهش قیمت، ترس از کاهش قیمت و از دست رفتن اصل سرمایه باعث می شود که افراد بیشتری شروع به فروش آن دارایی کنند و مدام قیمت ها کمتر و کمتر می شود تا به اصطلاح بازار سقوط می کند. این کاهش قیمت در ایران در بازار سهام سریع تر و در بازار طلا و ارز کندتر و در بازار مسکن طولانی تر است. اگر نگاهی به 10 تا 15 سال اخیر بیندازید قطعا مثال های آن را زیاد می بینید، افزایش قیمت مسکن در سال های 86-85 و رکود تا سه سال و بعد دوباره افزایش قیمت سال 92-91 و رکود آن تا همین یکی دو ماه گذشته، یا افزایش قیمت دلار از هزار تومان در سال 90 تا 3900 تومان در پایان 91 و کاهش آن تا 2800 تومان در سال 92، یا افزایش قیمت سهام شرکت های مختلف و رشد مداوم شاخص بورس در سال های 91 و 92 تا مرز 90 هزار واحد و کاهش آن تا حدود 60 هزار واحد در سال 93.

همه این بالا و پایین و سود و زیان شما تنها به این بستگی داشته که چه زمانی وارد بازار شده با کی از آن خارج شده اید و در نهایت دلیل سود و زیان میزان دانش، خبرگی با کمک گرفتن از کارشناسان است، نه شانس و اقبال و طالع. در کشورهای پیشرفته در خصوص سرمایه گذاری شخصی (Personal Finance) اکیدا توصیه می شود که افراد تنها از طریق شرکت ها یا کارشناسان مشاور سرمایه گذاری اقدام به سرمایه گذاری کنند و به هیچ وجه مستقیم وارد بازار نشوند. دلیل این موضع هم این است که عوامل متعدد در انتخاب سبد سرمایه گذاری وجود دارد که می باید در سرمایه گذاری شخصی درنظر گرفت، از جمله هدف سرمایه گذاری، دوره سرمایه گذاری حتی شغل فرد صاحب سرمایه و ... و نتیجه سرمایه گذاری شما را جستجو و انتخاب و استفاده از مشاوران شخصی و شرکتی مشخص می کند نه شانس و بخت و اقبال.

گزارش تخلف

تمامی مطالب از سایت های مجاز فارسی و ایرانی تهیه و جمع آوری شده است، در صورت وجود هرگونه مشکل از طریق صفحه گزارش تخلف اطلاع دهید.

تبلیغات

جدیدترین اخبار

داغ ترین اخبار